أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
140
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
اينكه در شمارهء 390 واژهء يونانى به صورت « ذيقومزن » و در فرهنگ بر بهلول 3 572 « ديقوندين » آمده است ؛ در شمارهء 1007 واژهء يونانى به صورت « ارمنطيقون » و بر بهلول 3 297 : « ارميطيقون » آمده است ؛ در شمارهء 1072 واژهء [ گل ] به صورت « ايثوس » و همان گونه نيز در بر بهلول 14 152 نوشته شده است . « 645 » براى بازسازى اصطلاحات تحريف شده از اين دست در نوبت اول لازم بود تا به مقابلهء همهء انواع نوشتار اين يا آن نام در صيدنه بپردازيم . براى اين منظور فهرست كاملى از همهء اصطلاحات موجود در صيدنه را تنظيم كرديم . لكن اين فهرست براى هدف مورد نظر كارساز در نيامد زيرا عمدتا اصطلاحات متداول و مشهورى كه از ديگر منابع گرفته شده بود ، تكرار مىشد و از واژههاى كمتر معروف و نادر نيز روىهمرفته ، يك يا دو بار آن هم به شدت تحريف شده ، نام برده شده بود . بنابراين ناگزير روشى ديگر را به كار گرفتيم : بازسازى واژهها با نوشتار عربى از روى نوشتارهاى يونانى و سريانى آنها . اما اين روش مستلزم احتياط فراوان است زيرا اين خطر وجود دارد كه تغييراتى در نوشتار اوليهء بيرونى وارد شود و در نتيجه نمىتواند همه جا و در همه موارد به كار آيد . همان گونه كه پيش از اين ديديم ، بسيارى از نامهاى يونانى داروها به صورت تحريفشده در نوشتههاى علمى آن زمان وجود داشتند و به همان صورت نيز همراه با نقل از ديگر منابع به صيدنه راه يافتند . حال اگر در تركيب اين واژهها دست مىبرديم ، نه تنها كار نسخهبرداران بلكه كار خود بيرونى را نيز « اصلاح مىكرديم » . بررسى مقايسهاى همهء منابع صيدنه مىتوانست ما را از چنين اشتباهاتى در امان نگه دارد و در نتيجه مىتوانستيم معيّن كنيم چه اصطلاحاتى پيش از بيرونى و چه اصطلاحاتى را نسخهبرداران آيندهء صيدنه تحريف كردهاند . لكن از آنجا كه بسيارى از آثار مورد استفادهء بيرونى در موقع نوشتن صيدنه بهجا نماندهاند ، اين كار عملا انجامپذير نيست . راه رهايى از اين وضع دشوار را در صيدنه يافتيم . بيرونى مىنويسد كه نام يونانى مواد دارويى در دستنويسهاى ترجمهء عربى آثار ديوسكوريد ، جالينوس ، پولس و ديگر مؤلفان اكثرا تحريف شده و به همين جهت اين نامها را با نوشتار يونانى آنها تطبيق كرده است . اما اين كار فقط در مورد نامهايى كه در آثار ديوسكوريد و اوريباسيوس ديده ( 645 ) . نيز نك . شمارههاى 171 ، 197 ، 358 ، 376 ، 762 ، 912 ، 987 و جز اينها . گاهى حتى نام عربى محض نيز به شكل تحريفشده به كار رفته است . نك . شمارهء 467 ، يادداشت 1 .